من از تو آموختم
مهربان آموزگارم!
از تو آموختم دوست داشتن را
عاشقی را
دیوانگی را
با تو بزرگ شدم
با تو که گاه گاهی نبودی
و همیشه در قلبم بوده ای
من از تو ، تو را یاد گرفتم
کشف کردن و کشف شدن
و دنیاهای ناشناخته ی فریاد...
همیشه بوده ای
در دلتنگی هایم
در شادی هایم
در غصه هایم
و تیر کشیدن گاه و بی گاه قلبم.
در روزهایی که باختم بوده ای
در تنهایی شبهایم
و در زلالی اشکهایم سرازیر بوده ای
.
.
.
ای مهربان آموزگار عشقم...
از درس امروز بیزارم
من بازیگوش تر و خیره سر تر از آنم که درس جدایی را یاد گیرم
درس رفتن
فراموش کردن...
و باور عشقی بی پاسخ
بی برگشت
بی انتها...
و یک...
یک طرفه!
همیشه گفته ام اگر نخواهی می روم
تا دنیایت تنگ نشود
تا نفس هایت بند نیاید
اما امروز که این را گفتی!
نفس هایم به شماره افتادن
و قلبم به تیک تاک ساعت چسبیده...
بدرود مهربان آموزگار عشقم.
پنجشنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1391
نظرات: 

